فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

341

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

مأموران مخصوص بعد از نهايت كوشش راهى باز كردند و سفير را جلو بردند . هنگام رسيدن سفير ، شاه در جلو ساختمانى در همين كاروانسرا ايستاده بود كه معروفترين مكان در اصفهان به حساب مىآيد . اين مكان جائى است كه در آن قهوه مىفروشند و قهوه از آشاميدنيهاى مقوى است كه ايرانيان براى سلامت و كسب لذت مىنوشند و به همين سبب اين مكان را قهوه‌خانه مىگويند . اين نوشيدنى مايعى سياه رنگ و بسيار تلخ است كه آن را با ديگر گياهان مخلوط مىكنند و ايرانيان معتقدند كه از اين تركيب نوشيدنى بسيار سالمى پديد مىآيد كه بخصوص براى معده مفيد است . اين نوشيدنى را در فنجانهاى چينى مىريزند و در حالى كه بسيار داغ است ، بعد از مدتى فوت كردن جرعه‌جرعه مىنوشند زيرا بسبب حرارت بيش از حد نوشيدن آن بدون دميدن غيرممكن است . در اين قهوه‌خانه پسرانى از مليتهاى مختلف را كه برخى چركس و گرجى و بعضى ارمنى مسيحىتبار و تازه مسلمانند تعليم مىدهند . در حقيقت اينجا آموزشگاه يا فرهنگسرائى عمومى است كه اين پسران در آن‌همه نوع رقصهاى شهوت‌انگيز و شرم‌آور و حتى رذيلتهاى نفرت‌آور ديگرى را كه پيشتر در توصيف شهر اصفهان از آنها سخن گفته‌ايم فرامىگيرند . بارى شاه كه خود اين محل شريف را براى ضيافت سفيران در اين شب انتخاب كرده بود . بعد از آنكه سفير اسپانيا را در دست چپ خود كه بين ايرانيها ارجمندترين مكان محسوب مىشود و سفير لاهور را در دست راست قرار داد ، وارد قهوه‌خانه شد . اگرچه بسبب حركت زياد و جابجا شدن خودش بيشتر اوقات اين نظم مكانى بهم مىخورد آنچه مسلم است ، ديگر سفيران همواره در عقب قرار داشتند . در مدخل قهوه‌خانه تالارى و در وسط آن آب‌نمايى با چند فواره بود . قسمتى از تالار را از بىنهايت چراغ و شمع و مشعل و آئينه و هرنوع نورافكن ديگرى كه در بازار يافت مىشد انباشته بودند . بقيهء قسمتهاى ساختمان كاملا خالى و عريان و عارى از هرگونه زينتى بود . در يك طرف سكوئى بود به ارتفاع سه پا از زمين كه شاه روى آن رفت و سفيران